قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3001

تاريخ الفي ( فارسى )

به جانب هندوستان رفت . و سورى ، ملك غور ، بىكلفت جنگ و جدل به شهر غزنى درآمده و بر سرير حكومت آن ديار متمكّن گشت . و اين واقعه در ماه جمادى الاوّل اين سال روى نمود . و در همين سال بهرامشاه از هندوستان لشكرى فراوان جمع نموده ، سلار حسين بن ابراهيم علوى را ، كه از قبل بهرامشاه والى هندوستان بود ، بر مقدّمهء لشكر تعيين نموده متوجّه غزنى شد . چون به حدود غزنى رسيد ، سورى نيز سپاه خود را آراسته به قصد دفع او از غزنى بيرون آمد . چون هردو سپاه برابر يكديگر صف‌ها آراستند ، فوجى از سپاه غزنويه ، كه در غزنى مانده بودند ، و ظاهرا با سورى ملايمت و خدمت بسيار مىكردند و در باطن از مخلصان بهرامشاه بودند و هميشه احوال را به او مىنوشتند ، در اين‌وقت ، از صف سپاه سورى برآمده نزد بهرامشاه رفتند . و چون سورى اين حالت را مشاهده نمود ، طاقت مقاومت بهرامشاه نياورده و روى برگريز نهاد . و بهرامشاه در محرّم سال آينده باز بر تخت سلطنت غزنى قرار گرفت . و بعد از آن باز غوريّهء غزنى را به دست آورده خراب كردند . و تفصيل آن در وقايع سنهء خمس و اربع و خمسائه [ - 545 ] مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و اگرچه ميان اين روايت و آن تفصيل مخالفت ظاهر خواهد بود ، امّا چون در تواريخ معتبره هردو روايت مذكور است ، ما هردو قول را بر وجهى كه در تواريخ مسطور است ذكر خواهيم كرد و عهدهء صحّت آن بر ناقلان سابق است ، و اللّه اعلم بحقايق الامور . از جمله وقايع اين سال آنكه امير اتابك زنگى ، بعلبك را از دست نوّاب و عمّال جمال الدّين محمّد بن بورى گرفته به حوزهء تصرّف خود درآورد . و باعث بر اين ، آن بود كه چون خبر كشته شدن شهاب الدّين محمود به مادرش ، زمرّد خاتون ، رسيد ، كه در سلك ازدواج امير اتابك درآمده بود ، او بر فوت جدّ پسر خود اضطراب بسيار كرد و جمال الدّين محمّد را در قتل او متهم داشت . بنابراين ، كس پيش امير اتابك زنگى كه در آن‌وقت در ديار جزيره [ 67 الف ] [ فرستاده ] مىبود ، او را بر گرفتن ولايات پسرش تحريص و ترغيب بسيار نمود . و امير اتابك زنگى چون بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، بىتوقّف از آب فرات گذشته به قصد تسخير دمشق متوجّه آن صوب گشت . غايتش چون به حوالى دمشق رسيد خبر استعداد و تهيهء جنگ اهالى دمشق به او رسيد . بنابراين ، وى احتياط و حزم سپاهيانه مرعى داشته ، اوّلا به دمشق رفت . و چون بعلبك را خالى از مردم شنيد ، عنان عزيمت به صوب آن معطوف داشته آن شهر را محاصره نمود و بيست و چهار جا منجنيق‌ها نصب نمود و كار بر اهالى آن شهر به تنگ آورد . و چون مردم جمال الدّين محمّد از مقاومت و ممانعت امير اتابك زنگى عاجز آمدند ، در بيستم شهر ذيحجهء اين سال ، كس پيش امير اتابك فرستاده امان خواستند . و امير اتابك التماس ايشان را مبذول داشته تمامى اهالى آن شهر را امان داده شهر